انواع سبکها و مکتبهای هنری
نئوكلاسيسم
اين سبك در تقابل با ابتذال و انحطاط روكوكو و بهمراه كشف دو شهر پمپي و هركولانيوم و بر اساس اصول زيبا شناختي پوسن و رافائل و به مركزيت فرانسه ، با تأكيد بر سادگي صور و پيراستگي معنوي و خردگرايي ، مطرح گرديد.هنرمندان برجسته: بنجامين وست ، ژاك لويي داويد، دومينيگ انگر، آنلويي ژيروده ، پرودن ، رينيو، آنتونيو كانووا.
ناتوراليسم ( طبيعت گرايي )
به معناي بازنمايي جهان عيني و مادي ، با احساس گرايي و خوشايند گري و با محوريت طبيعت است.هنرمندان برجسته : ايوان شيشكين از مطرح ترين هنرمندان اين سبك است.
پوريسم ( ناب گرايي )
جنبشي منشعب شده از كوبيسم، با هدف بيان همه جانبه و كلي مضامين و تأكيد بر وضوح و عينيت در بازنمايي ، با وفاداري به اصول جهان شناختي شكل و فرم.هنرمندان برجسته: لوكوبوزيه ، اوزنفان.
كوبيسم ( حجم گرايي )
مكتبي است كه در آن ، نمايش توام زواياي ديد مختلف (فضا سازي همزماني) براي بيان كليت مضامين وجود دارد. در صورت چنين عملكردي ، ساختار واقعي شكل شكسته شده و اشكالي انتزاعي به وجود مي آيند.پيروان اين مكتب با استفاده از قوانين فيزيك كوانتوميك ، سعي در القاي عامل زمان دارند. پابلوپيكاسو و ژرژ براك ، سردمداران اين مكتب هستند.هنرمندان برجسته : ژرژ براك ،پابلو پيكاسو ، فرنان لژه ،خوان گري ، روبرت دلونه ، ژاك ليپ شيتس ، كنستانتين برانكوزي ، زادكين ، آركي پنكو ، دوش ويلون.كوبيسم به سه مرحله سزاني ، تحليلي و تر كيبي تقسيم مي گردد.
كنستراكتيويسم ( ساخت گرايي )
اين جنبش در روسيه توسط ولاديمير تاتلين، بر مبناي هنر پيكاسو و كولاژهاي كوبيسمي ايجاد گرديد. هنرمندان اين سبك با تأكيد بر ساختار شكل و فرم ، بيان مكانيت و زمانيت فضا ، تداوم و استمرار فضاي دروني با پيرامون ، درصدد ايجاد آثار هنري ، بر مبناي اصول و فنون مدرن مهندسي هستند.هنرمندان برجسته: ولاديمير تاتلين ، نائوم گابو ، آنتوان پوسنر ، الكساندر رودچنكو.
كنتراپستو ( ايستايي تقابلي )
حالت ايستادن انسان به نحوي كه بخش هاي مختلف بدن نسبت به هم ، كشش معكوس داشته باشند. در اين وضع ، بالاتنه و پاها روي يك محور ، در خلاف جهت يكديگرند مي پيچند و در نتيجه بدن بر يك پا تكيه مي كند و در كمر اندكي انحنا ايجاد مي شود. اسلوب ايستايي تقابلي در سده پنجم ق.م ، در يونان ابداع شد.
امپرسيونيسم
اين جنبش، اولّين جنبش فراگير در هنر نوين بشمار مي آيد و در فرانسه توسط ادواردمانه و كلودمونه ايجاد گرديد ، نام اين جنبش از تابلوي «امپرسيون ، طلوع آفتاب» كلود مونه اقتباس شده است. بررسي نور و رنگ وكيفيات طبيعي آن و ايجاد يك ديدگاه علمي در هنر، از مسايل مطرح در اين مكتب هستند. هنرمندان امپرسيونيست از ارائه اشكال با خطوط واضح محيطي سرباز زدند، آنها به نور با نگاهي علمي مي نگريسته به مثلاً بجاي قراردادن رنگ سبز ، رنگ هاي زرد و آبي را در كنار يكديگر قرار مي دادند. استفاده از تضاد رنگ هاي مكمل و حذف رنگ هاي سياه و خاكستري از پرده ، از اصولي است كه دراين مكتب مورد توجه قرار مي گيرند.از هنرمندان برجسته : دوارد مانه ، كلودمونه ، آنود سيسيلي ، آگوست رنوار،كامي پيسارو ، ژرژ سورا ، ادگاردگا ، پل سينياك و اگوست رودن.
پست امپرسيونيسم
جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط پل سزان. مضامين و موضوعات در اين مكتب به صورت صور ناب هندسي و احجام افلاطوني نمايش داده مي شوند. هنرمندان پست امپرسيونيست، در آثار خود از ذرات بنيادين شكل و فرم استفاده مي كردند ، با چنين عملكردي آثار ايجاد شده فاقد عمق و ژرف نمايي بودند، به همين جهت سزان براي نمايش عمق ، از تضاد رنگ هاي سرد و گرم (مدولاسيون رنگي) استفاده مي كرد. استحكام در ساختار تركيب بندي، صراحت شكل و فرم ، تأكيد بر بيان دروني به مدد رنگ و شكل از ويژگيهاي اين جنبش هنري است.هنرمندان برجسته : پل سزان ، ونسان ونگوگ ، پل گوگن.
فوويسم
فوويسم به معني بهره گيري جسورانه و نا متعارف از رنگ است كه در قرن بيستم در فرانسه ، توسط هنري ماتيس ، مانگن و ماركه ايجاد شد . هنرمندان اين سبك با تلفيق اصول امپرسيونيسم و سمبوليسم و طراحي دقيق و با استفاده از رنگ هاي كريه ، پرشور ، غير واقعي و نامتعارف و با هويتي كانستراكتيو ، آثار خود را مي آفريدند.در صورتي كه اين رنگ هاي غير منطقي از نقاشيهاي اين سبك حذف شود و رنگ هاي منطقي جايگزين آن گردد، نقاشي ناتوراليسم يا رئاليسم ايجاد مي شود.هنرمندان برجسته: هنري ماتيس ، آندره درن ، ولامينگ ، ژرژروئو ، مانگن ، ماركه .
نئو امپرسيونيسم
جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط سورا وسينياك كه به اصول امپرسيونيسم وفادار بوده و هدف آنها ايجاد ديدگاه علمي تر در هنر است. هنرمندان اين مكتب با استفاده از اين ديدگاه علمي ، قصد نمايش ذرات بنيادين نور و رنگ را در آثار تجسمي خود داشته اند.اين هنرمندان اسلوب نقطه پرداز رنگ و نقطه چين رنگ را با رنگ هاي اصلي و ناب و خالص استفاده مي نمودند.
سمبوليسم
سمبوليسم جنبشي است در ادبيات و هنرهاي بصري ، كه ريشه در رمانتيسم داشته و به نفي تجسم عيني پرداخته و مفاهيم را با نمادها ، القا مي كند. اين جنبش در پاريس توسط ونسان ونگوگ و پل گوگن مطرح شد. هنرمندان اين جنبش واقعيت مطلق را مبتذل و ناچيز شمرده و تحت تأثير نمادگرايي مشرق زمين و با عدم باز نمايي عيني وتاكيد بر ذهنيات و تفاسير شخصي و با استفاده از رنگ هاي كانستراكتيو و با يك ديدگاه افراطي در رمانتيسيسم ، درصد بيان واقعيت غايي بوده اند. گوستاومورو نيز به اين مكتب تعلق دارد.
فتوريسم ( آينده نگري )
اين جنبش در تقابل با ركود هنري ، در جريان جنگ جهاني اول ، در ايتاليا،توسط مارتيني ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گرديد. هنرمندان اين سبك با تأييد و تأكيد بر تكنولوژي و ماشينيسم و با استفاده از قوانين فيزيك ديناميك و ريتم و تكرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأكيد بر مفاهيمي چون حركت ، سرعت و شتاب مي باشند.از هنرمندان برجسته اين مكتب ، مي توان به مارسل دوشان ، جينو سوريني ، روسولو ، جاكوموبالا ، امبرتوبوتچيوني و كارلو كارا اشاره كرد.
اكسپرسيونيسم
اين جنبش تحت تأثير تفكر ونسان ونگوك در فرانسه و آلمان ايجاد گرديد. هنرمندان اين جنبش با تحريف و كژنمايي و اغراق آميز نمودن مضامين و موضوعات با رنگ هاي تند و زننده و كاربري كيفيت تضاد در صدد بيان اوج و هيجانات و احساسات ذهني خود هستند.هنرمندان اين جنبش قصد نمايش واپس گرايي و به بن بست رسيدن انسان مدرن را دارند.هنرمندان برجسته: اميل نولده ، ادوارد مونش ، ماكس بكمان ، فرانسيس بيكن ، كته كل ويتس ، ژرژ روئو ، اگون شيله ، اسكاركوكوشكا ، لودويك كريشنر ، جيمز آنسور ، ريورا ، اگوست ماك ، فرانتس ماك ، واسيلي كاندينسكي.
فرماليسم
در تقابل با ذهنيت گرايي شاعرانه كنسراكتيويسم جنبشي توسط هنرمندان مطرح گرديد(هنرناب) كه با تأكيد بر جلوه صوري و ساختار صور هندسي بيان تفاسير و تعابير شخصي را داشت.هنرمندان : رونالد بلادن ، ديويد اسميت.
سوپرماتيسم ( والا گرايي )
سوپرماتيسم سبكي متشكل از تركيب بندي هاي نظام يافته انتزاعي است كه توسط مالويچ در روسيه پايه گذاري شده است.هنرمندان اين سبك با استفاده از سطوح هندسي هم خانواده ، با استفاده از رنگ هاي ناب و خالص چون سفيد و سياه در صدد بيان احساسات محض و يا مفاهيمي چون عمق مي باشند.
اكسپرسيونيسم انتزاعي
اين جنبش در امريكا مطرح گرديد كه به نقاشيهاي كنشي نيز معروف است. هنرمندان اين سبك با عدم تأكيد بر ساختار شكل و فرم ، رنگ گذاري بر اساس حركات بدني و كنش رواني نقاش به طور آني و تصادفي، درصدد بيان هيجانات و احساسات لحظه اي و آني هستند.هنرمندان برجسته: جكسون پالاك ، ويلهم دكونينگ و هانس هوفمان.
دادائيسم
اين جنبش در آلمان و با ديدگاهي پوچ گرا و گرايشي ضد هنري و اعتراضي، درصدد تمسخر و ريشخند تمدن وهنر معاصر و ارزشهاي مرسوم زمانه مي باشد.شعار هنري اين سبك «بي شكلي مطلق و نابودگري خود آفرينندگي» است. اين جنبش حاصل فشارهاي ناشي از جنگ جهاني اول است. عنصر تصادف در اين جنبش ، نقش بسزايي دارد. تكنيك «فوتومونتاژ» توسط هنرمندان اين جنبش ابداع شده است.هنرمندان برجسته : ماكس ارنست ، رائول هوسمن ، هانس ژان آرپ، مارسال دوشان.
سورئاليسم ( وهم گري )
مهمترين جنبش ادبي و فلسفي قرن بيستم كه هنرمندان سرخورده سه جنبش فتوريسم ، كوبيسم و دادائيسم ، در كافه ولترزوريخ آلمان به كوشش آندره برتون ، بيانيه آن را صادر نمودند. هنرمندان اين جنبش با تاييد نظريه فرويد، درصدد بيان نا اميدي انسان غربي ، در بحران اجتماعي و حل تناقض رويا و واقعيت در يك ابر واقعيت هستند.هنرمندان برجسته: سالوادوردالي ، خوان ميرو ، مارك شاگال ، رنه مارگريت ،آندره ماسون ، ماكس ارنست ، خاورز ، آلبرتو جاكومتي.
فتورئاليسم
اين جنبش در آمريكا مطرح شده و به «رئاليسم اغراق آميز» نيز معروف است.دراين جنبش با هنر عكاسي رقابت مي شود. موضوع عمده اين آثار، انسان مي باشد. در اين آثار از تكنيك هايي چون آكلريليك روي بوم و پلي استرهاي شيشه رنگي استفاده مي شود.هنرمندان برجسته: چاك كلوس ، آلفرد لزلي
ريونيسم ( پرتوگرايي )
اين جنبش توسط «ميخائيل لارينف» در روسيه مطرح شد كه در آن هنرمندان به وسيله شعاع هاي رنگين نور متقاطع و موازي و كاربرد خطوط متقاطع و موازي با رنگ هاي درخشان ، درصدد بيان عامل زمان مي باشند.
رئاليسم ( واقع گرايي )
رئاليسم به معناي واقعيت عيني ، بدون خوشايند گري و احساساتي گري است.اين جنبش در تقابل با آرمان گرايي نئوكلاسيك ها و در جريان انقلاب صنعتي فرانسه ايجاد شد، هدف هنرمندان اين جنبش ، بيان واقعيت مطلق است. از مراكز مهم رئاليسم ، مي توان از روسيه نام برد.هنرمندان برجسته : گوستاو كوربه ، فرانسوا ميله ، ادوارد مانه ، فرانسيسكو گويا ، ايليار پين و انوره دوميه .
رمانتيسيسم ( تخيل گرايي )
رمانتيسيسم ، مهمترين جنبش هنري و ادبي قرن ۱۹ م است ، كه در تقابل با خرد گرايي نئوكلاسيك ، در انگلستان و آلمان مطرح شد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از رنگ ها و خطوط درون نما و با هويتي خرد گريز، سعي در بيان احساسات و هيجانات خود را دارند. مهمترين مركز توليد آثار تجسمي رمانتي سيسم ، انگلستان است.شعار هنر براي هنر، اولين بار توسط پيروان اين مكتب ( و پس از آنها توسط پيروان مكتب سمبوليسم) مطرح مي شود.هنرمندان برجسته : جان كاتمن ، چارلز بانينگتون ، جان كنستابل ، ويليام ترنر ، اوژن دلاكروا ، تئودورژريكو ، فريدريش ، گويا ، كاميل كورو ، ويليام بليك ، آنتوان لويي باري ، فرانسوا رود (با اثر معروف لامارسيز) ، تادتسوكاري.
اتوماتيسم
گروهي تندرو، از سورئاليست هاي كانادايي ، كه با انتشار بيانيه هاي تند ، به انتقاد از هنر و ديگر جنبه هاي زندگي پرداختند.
اريانتاليسم
عنواني كه به شماري از نقاشان آكادميك اروپايي سده نوزدهم داده اند. اينان موضوعات شرقي مآب را ، با برداشتي رمانتيك تصوير مي كردند و به طرزي غريب و افسانه اي نشان مي دادند.
اينستاليشن آرت ( كاركردگرايي )
آرنوو
جنبشي منشعب شده از سمبوليسم به مركزيت انگلستان كه پيروانش با استفاده از صور نباتي و پر پيچ و تاب و با تأكيد بر جنبه ها ي تزئيني و معماري ، درصدد خلق آثار خود بودند. مهمترين آثار اين جنبش در قالب ليتوگرافي وحكاكي ايجاد شدند.هنرمندان برجسته: ويليام موريس، گوستاو مورو ، گوستاو كليمت ، ويكتور هورتا ، آلفونس موشا ، ببردزلي.
نبي ها
گروهي از نقاشان متاثر ازهنر گوگن كه با استفاده از سطوح وسيع رنگ و فاقد عمق نمايي، با هويتي نمادين ، درصدد بيان تضادهاي اجتماعي مي باشند.هنرمندان برجسته : موريس دني ، پل رانسون ،بونار ، وويار ، سروزيه.
انتزاعي ( آبستره )
اين جنبش در ۱۹۱۰ در روسيه توسط واسيلي كاندينسكي مطرح شد. در اين جنبش هنرمندان با استفاده از عدم بازنمايي عيني و بيان تجسمي نوين خط و رنگ و با خلاصه نمودن مضامين و موضوعات ، به عناصر بنيادين چون خط ، سطح براي بيان كليت و كلي گويي سود مي جستند.هنرمندان برجسته : واسيلي كاندينسكي ، پيت موندريان ، كوپكا ، پيكابيا ، فرنان لژه ، هنري مور ، كنستانتين برانكوزي ، هپورت ، الكساندر كالدر.
انتزاع هندسي
جنبشي منشعب شده از انتزاعي كه بوسيله سطوح ناب هندسي و تأكيد بر رئاليسم فرم در صدد بيان تفاسير و تعابير شخصي است.هنرمندان برجسته: پيت موندريان ، مارك روتكو ، جوزف آلبرز ، بورگان ديلر.
استيل
اين جنبش توسط پيت موندريان و تئوون دويسبورگ مطرح گرديد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از خطوط عمودي، افقي و دوار، درصدد فضا سازي و بيان تفاسير شخصي مي باشند.
آپ آرت( هنر ديدگاني )
اين جنبش توسط «ويكتور وازارلي» مطرح گرديد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از نقطه و خط و به مدد رنگ گزاري و سايه روشن كاري با استفاده از خطاي باصره و توهم ديد مخاطب ، درصدد القاي مفاهيمي چون ريتم ، حركت ، حجم مجازي، عمق و …..مي باشند.هنرمندان برجسته: ويكتور وازارلي ، بريژيت رايلي ، استانلي تايگر من.
پاپ آرت ( هنر مردمي )
اين جنبش در دهه ۵۰ قرن بيستم ،توسط اندي وارهول و روي ليشتن اشتاين، درانگلستان و امريكا مطرح شد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از ملزومات دور ريختني جامعه (قوطي نوشابه ، عكس و…) در صدد بيان هر چه قوي تر سنت ها و فرهنگ هاي بومي و اعتقادات قبيله اي مي باشند.هنرمندان برجسته : اندي وارهول ، روي ليشتن اشتاين ، رشن برگ ، جاسپرجونز.
كانسپچو آل آرت ( هنر مفهومي )
اين جنبش دراواخر دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. در اين جنبش مفهوم مهمتر از ابزار و چگونگي اجزاي است و هدف اصلي ، رسانيدن مفهوم يا ايده اي به مخاطب است .هنرمندان برجسته: سل لويت ، داگلاس هيوبر ، جوزف كاسوت ، بروس نومان.
مينيمال آرت ( هنر كمينه )
جنبشي آغاز شده از امريكا كه هدف پيروانش پژوهشي دوباره با انواع ساختارهاي مدولي ، فضايي و شبكه اي ، براي توضيح مفاهيمي چون فضا ، فرم و مقياس است و هر گونه بيان گري و توهم بصري را نفي را مردود مي داند.هنرمندان برجسته: رونالد جاد ، كارل آندره
نقاشان يكشنبه نديده ها
جنبشي منشعب شده از سمبوليسم كه هنرمندان آن فاقد تحصيلات آكادميك بودند.هنرمندان برجسته : هانري روسو.
مكتب بلونيايي
بلونيا درسده هاي شانزدهم و هفدهم ، مركز نوعي كلاسيسيسم در نقاشي ايتاليا بود كه از آكادمي كاراتچي سرچشمه مي گرفت. نقاشان اين مكتب در تحول سبك باروك در ايتاليا موثر واقع شدند.عمده ترين نقاشان اين مكتب عبارت بودند از : دومينيكو ، گوئر چينو ، رني.
مكتب پاريس
اصطلاحي كه در مورد هنرمندان نوگراي مقيم پاريس در نيمه نخست سده بيستم ، به كار برده مي شود.اينها لزوماً از سبك واحدي پيروي نمي كردند و اكثراً غير فرانسوي بودند. گاه اين اصطلاح را در معنايي وسيع تر ، به كل جنبش هاي هنري مدرن متمركز در پاريس اطلاق مي كنند.
مكتب دانوب
عنواني كه به جنبش منظره نگاري دهه هاي نخست سده شانزدهم ، در ناحيه دانوب داده شده است. هنرمندان اين مكتب ، با نگرشي رمانتيك كوشيدند طبيعت را چون محيطي براي افعال آدمي نشان دهند.هنرمندان برجسته : كراناخ ، هوبر
مكتب هادسن
اصطلاحي كه درباره شماري از منظره نگاران رمانتيك امريكايي سده نوزدهم به كار برده مي شود.
مكتب ميلان
يكي از مكاتب نقاشي ايتاليايي كه در سده هاي پانزدهم و شانزدهم شكوفا بود و فوپا رهبري آن را برعهده داشت ولي پس از اقامت لئوناردوداوينچي و پيروانش در ميلان ، اين مكتب تحت تأثير او و پيروانش قرار گرفت.
مكتب نيويورك
مكتب گروهي ناهمگن از نقاشان عمدتاً انتزاع گرا كه در نيويورك شكل گرفت. اين مكتب با عناوين اكسپرسيونيسم انتزاعي و نقاشيهاي كنشي نيز ، شناخته مي شود.پيروان اين مكتب عبارتند از : پالاك ، مادرول ، نيومن و روتكو .
هنر سلتي
هنر اقوام سلتي ، ساكن در اروپاي باختري ، از حدود ۴۵۰ ق.م تا ۶۵۰ ب.م كه نقش هاي منحني غير متقارن كه غالباً با صور حيواني آميخته اند، مشخصه اساسي هنر آنهاست. آنها در زمينه هاي جواهر سازي ، فلز كاري ، سفالگري و حكاكي روي چوب فعاليت داشتند.
هنر بوم شناختي
اصطلاحي براي توصيف هنري كه بر فرآيندهاي طبيعت تأكيد مي كند و نخستين بار در ۱۹۸۶ پديد آمد و آلن سانفيست ، از نمايندگان آن به شمار مي آيد.
هنر زننده
اصطلاحي براي توصيف آن نوع از هنر امريكايي كه در آن مواد و مصالح غير عادي و ناجور به كارمي رود. در اين هنر غالباً نقاشي و مجسمه سازي با هم تركيب مي شوند.
هنر خام
اصطلاحي كه توسط ژان دوبوفه ، براي توصيف انگاره سازي خامدستانه و نقش پردازي هاي مغشوش تصادفي رايج شد.در چنين رويكردي به هنر، سنتهاي هنر باختر زمين ، مردود شمرده شد و نوعي زبان تصويري سر راست قابل مقايسه با هنر بدوي و هنر كودكان – مورد قبول قرار گرفت. دوبوفه و نقاشان گروه كبرا از نمايندگان آن به شمار مي آيند.
نئوپلاستيسيسم ( هنر زيبا )
نظريه زيبا شناختي پيت موندريان كه احكامش عبارت بودند از: هنر بايد كاملاً انتزاعي باشد ، از شكل هاي راست گوشه در وضعيت هاي افقي و عمودي استفاده شود و رنگ ها بايد مشتمل بر فام هاي اوليه (سرخ ،زرد،آبي) و سياه و سفيد و خاكستري باشند.
نئواكسپرسيونيسم (هنر زشت )
اصطلاحي كه به احياي هنر اكسپرسيونيست در آلمان ، امريكا و ايتاليا در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ اشاره دارد و در مورد آثار هنرمنداني چون بازلتيس ، كي فر ، كيا ، كلمنته ، مي پالادينو و شنابل ، به كار مي رود.